انفاق کردن

زهرا کوچولو می خواست همراه پدرش در جشنی شرکت کند که در آن پول و وسایل برای بچه های نیازمند جمع آوری می کردند. زهرا تصمیم گرفت یکی از لباس های نوی خود را که خیلی هم دوستش داشت برای کمک به بچه ها ببرد. ولی در لحظه آخر شیطونک به سراغ زهرا آمد و .......


نظرات

لطفا برای گذاشتن نظر, ابتدا در سایت ثبت نام کنید.
درصورتی که قبلا ثبت نام کرده اید, لطفا وارد شوید.

تاکنون هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.