بچه دیو و شیطونک

محال بود صدای هرهر آن موجود نمی دانم چی چی ِ خندان را با چیز دیگری اشتباه گرفت. خودش بود. میان سرو صدای خفاش ها و تلاش دیوها برای دور کردن آنها، گورمی سر برگرداند و دید که درِ آشپزخانه خود به خود باز شد.......

نظرات

لطفا برای گذاشتن نظر, ابتدا در سایت ثبت نام کنید.
درصورتی که قبلا ثبت نام کرده اید, لطفا وارد شوید.

تاکنون هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.